Skip Navigation Links

  تبلیغات

   مشاوره جوانان و خانواده


گفتگوی آنلاین با مشاوران ما
لطفا جهت مشاوره با کارشناسان مرکز اطلاعات زیر را وارد نمایید . کارشناسان ما در اسرع وقت پاسخگوی سوالات شما خواهند بود.
* متن سوال :  
*  نام  :   *  نام خانوادگی :  
*  استان محل سکونت :
    شهر : 
* ایمیل :     شماره تماس :
* کد عبور :    
* تکرار کد عبور :  

آیا تمایل به شرکت در مشاوره حضوری دارید ؟
توجه : کاربر گرامی ، در صورتی که بخواهید سوال شما بصورت عمومی در سایت قرار گیرد ، مشخصات شخصی شما  نمایش داده نمیشود و تنها سوال و جواب شما نمایش داده خواهد شد .
                             
مشاهده پاسخ ها :
برای جستجوی پاسخ سوال خود ، کد عبور را وارد نمایید : 
     
سوالات کاربران :
13/12/1387
تاریخ ارسال سوال :
باسلام وخسته نباشید.خواستگاری غریبه دارم که 6ماه پیش امدن وصحبتهای اولیه را انجام دادیم اما به علت فوت بستگان ادامه کار راکدماندچندباری هم سرزدن اما جوابی نه دادن نه گرفتن حال بعداز3ماه ازاخرین دیدنشان کاشف به عمل امده که استخاره کردن 2دل شدن وکسی که این خبر رابرای ما اورده خودش بریده ودوخته گفته جواب نگرفته چرااستخاره کردین اصلا مرا خانواده دخترفرستادن تا بگویم به شما دخترنمیدهند خلاصه به نظر من بااین کار او انها اگرمیخواستن بیایند دیگرنمی ایند من از ان خانواده بسیارخوشم امده ودلم نمیخواهد به راحتی انهارا ازدست بدهم به نظر شما چه کنم که انها بفهمن من علاقمند پسر شده ام و خانواده اش درضمن خانواده خودم هم خوششان امده کمکم کنید شبها ازفکربیخوابی عجیب دارم وروزها درفکرم وناراحت.ممنونتون میشم .خداحافظ
سوال :
14/12/1387
تاریخ ارسال جواب :
سلام سارا میدونم احساس خوبی نداری و خیلی نگرانی که اگه خواستگارت برنگرده. فکر نمیکنی اونم باید به تو علاقه پیدا کرده باشه تا بتونه بیاد جلو؟ اگه جوابت مثبته پس بهش فرصت بده.اگه نسبت به تو احساسی پیدا کرده باشه،باهات تماس میگیره.
: جواب

20/12/1387
تاریخ ارسال سوال :
جوانی هستم 26 ساله و مجرد دراواخر یه دختری برام پیام می داد واظهار می داشت که مرا دوست دارد این کار ادامه داشت و کار به جایی کشید که باهم تلفنی صحبت کردیم و الان ادامه دارد ولی من نسبت به اون هیچ احساسی در خود نمی بینم و هر کاری هم کردم ولم نمی کنه منم در حال حاظر موقعیت ازدواج ندارم ضمنا دختر هم 17 ساله هست . لطفا مرا راهنمایی فرمائید
سوال :
21/12/1387
تاریخ ارسال جواب :
سلام روح اله باهاش صادقانه صحبت کن وبگو که تصمیم به ازدواج نداری.بگو ادامه این دوستی،به صلاح ما نیست. سوالی داشتی در خدمتم
: جواب

13/03/1388
تاریخ ارسال سوال :
در رابطه با اختلاف سليقه ي جدَي در زمينه ي اشتغال و تحصيل فرزند- برخورد مادر چگونه بايد باشد .
سوال :
14/03/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام اشتغال یکی از فاکتورهای بسیار مهم برای هر شخصیه. انتخاب یه شغل مناسب، هم باعثه ثابت موندن و هم باعثه سلامت روان برای فرد میشه.بنابراین انتخاب رشته در دوران مدرسه خیلی مهمه.باید در درجه اول استعداد و توانایی فرد را در نظر گرفت و در درجه دوم علاقه فرد را. سپس فرد میتونه شغل آینده ش رو با اطمینان بیشتر و راحت تر انتخاب کنه. وظیفه پدر و مادر در این راستا همراهی فرزندشونه. والدین بهتره که واقع بین باشن و فرزند خود را مجبور به انتخاب نظراتشون نکنند. اونها رو راهنمایی و آگاه کنند، توانایی و شرایط فرزند را در نظر بگیرند ولی انتخاب را به عهده فرزندشون بذارن.
: جواب

03/05/1388
تاریخ ارسال سوال :
با سلام به کارشناسان محترم سایت و تشکراز همکاری و راهنمایی شان من خانمی هستم 41 ساله و کارمند که حدود 15 سال پیش متارکه کردم و مشکل من این است که نمی توانم درانتخاب همسر تصمیم بگیرم و نمی دانم هدفم چیست گاهی فکر می کنم با مرد سن بالا ازدواج کنم چون دنبال آرامش هستم و از دغدغه و نگرانی خسته شدم می بینم که من از لحاظ فیزیکی و روحی خیلی شاد و اکتیو و جوان هستم و تحمل مرد سن بالا که بی حوصله و تنبل هست را ندارم و وقتی با مرد سن پایین آشنا می شوم می بینم که مشکلات خاص خود را دارد که من باید خیلی با درایت باشم و این توانایی را درخودم نمی بینم احساس می کنم در یک سردرگمی و بلا تکلیفی هستم که نمی توانم درست تصمیم بگیرم و نمی دانم مشکلم از چیست و از طرفی با بالا رفتن سنم نگرانی من بیشتر شده خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید که مشکل من ازچیست و من چطوری می توانم آنرا پیدا و حل کنم . مرسی منتظر راهنمایی شما هستم . با آرزوی موفقیت برای شما .
سوال :
03/05/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام نسترن هر کسی برای ادامه ی زندگی،باید انگیزه داشته باشه. این انگیزه،یعنی داشتن عشق در زندگی.عشق به یک نفر و یا داشتن آرزوهای بزرگ و رسیدن به اونها. از تنها بودن زجر می کشین که قابل درکه.آیا تا به حال به این موضوع فکر کردین که طرف مقابل شما،چه خصوصیاتی داشته باشه؟در این 15 سال به هیچ کس علاقه مند نشدین؟دلیل؟ شما یه زندگی بدون هیجان و تکراری دارین و این باعث شده که دچار بی هدفی بشین. آیا توی زندگیتون تفریح وجود داره؟آیا دوستی دارین؟آیا به ظاهر خودتون اهمیت میدین؟آیا مسافرت میکنین؟ اول از خودت شروع کن.به ظاهرت اهمیت بده و برنامه های تفریحی برای خودت بریز. با کسانی رفت و آمد بیشتری بکن که به تو انرژی مثبت میدن.ورزش کن و سلامتیت برات مهم باشه. اگه به این سبک زندگی کنین،به مرور زمان می فهمین که هدفتون چیه و از زندگی چی می خوای.در تصمیم گیری،قوی تر میشی و با اراده ی محکم تصمیمتو میگیری.پس توی زندگگیت برنامه ریزی داشته باش. موفق باشی
: جواب

10/05/1388
تاریخ ارسال سوال :
من 5ساله که ازدواج کردم تازه متوجه شدم که شوهرم شبهای پنجشنبه میره چت میکنه به نوعی خود ارضائی در حالی که ما تو زندگی زناشوئی هیچ مشکلی نداریم وهمیشه خودم درخواست نزدیکی میکنم.
سوال :
12/05/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مریم چند وقته که این کار رو میکنه؟ آیا با هم ارتباط جنسی دارین؟ شبهای 5 شنبه دیگه تمایلی نداره که با شما ارتباط بر قرار کنه؟ آیا شوهرتون برای این کار با شما پیش قدم شده؟ لطفا به این سئوالها جواب بدین
: جواب

12/05/1388
تاریخ ارسال سوال :
از اینکه جواب دادین ممنونم از زمانی که عقد کردیم فقط سکس چتی می کنه وقتی با هم می خوابیم من که خوابم برد میره سراغ کامپیوتر من از طریق پسووردش فهمیدم که حرف سکسی با طرف مقابلش میزنه البته طرف خانومی هست که 5ساله باهاش چت میکنه .ما به خاطره بچه مدام نزدیکی داریم و خیلی همدیگرو دوست داریم ولی حس میکنم به این کار اعتیاد پیدا کرده.
سوال :
13/05/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مریم شوهر شما،انرژی زیادی در مسائل جنسی داره.البته تو هم تا اونجائی که تونستی (از گفته ی خودت)اون رو ارضاء کردی،ولی احتمالا دوستیشو با اون خانم نمی خواد تمام کنه. تو خبر داشتی و نخواستی که در این مورد باهاش صحبت کنی،دلیلش چی بوده؟ میتونی کاری کنی که،چت کردنش به مرور زمان کمتر بشه.شبها وقتی بیدار شد که چت کنه،تو هم بیدار شو و اصلا خودت رو به خواب نزن تا نتونه این کارو بکنه.در عوض خودت باهاش سکس داشته باش. این جور ادامه بده تا نتیجه بگیری. ارتباطش رو با این خانم کمتر وکمتر کن.و فعلا در مورد اینکه از این موضوع اطلاع داری،باهاش صحبت نکن. موفق باشی
: جواب

21/05/1388
تاریخ ارسال سوال :
ba arzw salam va khaste nabashid: man hodode 3sal ast k ba 2khtari dost shodeam.k az hamon roze aval in 2khtar khanom hame chize gozashtasho sadeghane behem goft kamel.va ta b emroz ham hich gone khianati nesbat b man nadashte.hamejoream testesh kardam ama ama b hich vajh khianat nakarde.va ink man rabetam vase ezdevaj hast ba in 2khtar khanom.ama alan k daram b ezdevaj nazdik misham gozasheye in 2khatar khanom mano ranj mide va ehsaas mikonam dar zendegi movafagh nemisham.az tarafiam vaghti mohite jamee ro k mibinam mifahmam k in chiza mohem nist{dar zemn dost 2khtaram gozashtash intori bode k ba kasi chat mikarde va 6mah ham telefoni harf zadan va hamo to cn mididan va ye dafeam ba 2ta doste dige k 2khatatr va pesar bodan biron raftan.to in modat 3bar hedye gerefte az tarighe vasete ama b hich vajh hedye nadade b taraf.az tarafiam matne chatashono k didiam va khondam va tebghe shavahed va... motmaenam k dost2khatram b hich vajh on tarafo dost nadashte va faghat mese ye dost bode va hamin.2. to modate gozashtash dar heine in k ba in taraf chat mikarde ba ye pesare digeam mese 2ta dost hamon 6bar to cn hamo didan va hich hedye ya tel vojod nadashte.3.va 2bara ba ye pesare dige k ba ham chat mikrdan b tore etefaghi hamo didan va shenakhtan dar hade chat.kholase manzoram ine k aya ye 2khtar ba in gozashte va ink man motmaenam k kamelan hame chizo b man gofte mitonam khoshbakht sham?aya in masael dar ayande vasam to mohit va jamee moshkel saz nist?khaheshan kamel hame javanebo kamel begin>{man nesbat b ink b man rast va kamel gofte iman daram va 100% motmaenam .chon ba 2ta shon khodam harf zadam va az rahhaye dige vared shodam k motmaen shodam k sehhat dare tamame harfash}
سوال :
22/05/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مهدی این طور که معلومه خیلی نگران هستی و به آینده ت با این خانم زیاد فکر می کنی. این نگرانی طبیعیه.همینطور که گفتی،ایشون از حالا با تو رو راست بوده و این به خاطر علاقه ایه که بهت داره.اگه ظرفیت بالائی واسه شنیدن حقیقت داشته باشی،مشکلی در این مورد پیش نمیاد ولی اگه گفتن حقیقت از جانب این خانم باعث بشه که بهش شک کنی،این شک، زندگی رو برای تو و اون خراب میکنه.هر فردی(چه پسر وچه دختر)به دلیل یه نیاز طبیعی می تونه با جنس مخالفش یه رابطه ی دوستی سالم داشته باشه.اگه مشکلی برای ما پیش بیاد،اول خودمون مقصر هستیم.اگه واقع بین باشیم و تنها به نیازهای خودمون اهمیت ندیم بلکه نیاز کسی رو که دوستش داریم و برامون مهمه رو هم ببینیم و اهمیت بدیم،مشکلات خیلی کم و دیر به دیر در خونمون رو میزنه.رو راست بودن خیلی خوبه ولی هم ظرفیت و هم جرئت بالائی میخواد. موفق باشی.
: جواب

22/05/1388
تاریخ ارسال سوال :
ba tashakor az in k javab dadin B SOALAM:ama man to in 3sal hame ba hame model adam mashverat kardam {na dar morede khodam}ama javabaye mokhtalef shenidam..ye ede gofan k farda to jamee nemitoni sar bolland koni.ye ede goftan mohem ine k az in b bad bahate va sadeghane edame dade,,ye ede goftan gozashte aslan mohem nist,ama man khodam nazaram ine k kasi bayad nazar bede k hameye javanebo besanje va bege,vase innam az shoma mikham k kamel begin.{dar zemn man aslan 3mahe intori shodam va b in chiza fk mikonam ama ghable in to in 3sal onghadr on 2khtar khanom khob bode k aslan yadam nemiomad in masael.ba ink in chizaro mishnidam va midonestam ama vasam mohem nabod.hata tori shode k age kasiro bebinam k az gozashteye dostam khabar dare asabamo khord mikone,,ya ink gozashteye dostam yadam miad asabamo khord mikone va azin raftarha.engar k etemad b nafs nadashte basham ya bi erade basham.hata tori k age biad az dostam biad kasi harf bezane{vase mesal}ghermez misham ya in k nemitonam defe konam begam b u rabti nadare ya ink rahat begzaram az kenaresh ve b rahati begam moheam baadd az ine va,,,,mikham shoma vasam delsozi nakoni va vagheiato behem begin a kamel az har nazar tojih konid mano.age ye s@ k vaght dashte bashin va begin ta baham chat konim kheili mamnon misham/ba tashakor.(va ink age khanome khodeton intori bod va u mikhastin ezdevaj konin miraftin va ezdevaj mikardin?{dar zemn man aval kasi hastam k tamase jesmi va,,,,dashtm ba khanomam va hich kas hata ye sare angosht behesh dast naade).mamnon
سوال :
24/05/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مهدی (قبل از هر چیز،لطفا فارسی بنویس) دوستت قبل از آشنایی با تو،به گفته ی خودش با چند نفری دوست بوده.تصمیم گیرنده در هر کاری خودت هستی.زندگی مشترک با دوستی خیلی فرق داره.تو فکرت نسبت به این خانم تغییر کرده به این خاطر میخوای به هر ترتیبی که شده از نفر سومی بشنوی که صحبتهای این خانم در آینده مشکلی برات درست نمی کنه،در صورتیکه این کار بسیار اشتباهه.رابطه ای قبلا وجود داشته،تو باید تصمیم بگیری که می تونی با این فکر بدون اینکه بهش همیشه شک داشته باشی باهاش ازدواج کنی؟ من فقط اوضاع را برات روشن میکنم ولی تصمیم با خودته. تو شک داری که آیا این دختر واقعا دوستی ساده ای داشته؟درسته که تحقیق کردی ولی هنوز راضی نشدی و به دنبال یه سند قوی تر هستی تا اینکه راضی بشی. این رضایت به سراغت نمیاد مگه اینکه فکرت رو راجع به این موضوع تغییر بدی. تکلیفت رو روشن کن،یا به این خانم اعتماد داری یا نداری؟اگه اعتماد داری که باید حرفشو کامل قبول کنی و به اعتمادی که کردی هیچ وقت شک نکنی و اگه اعتماد نداری فعلا برای ازدواج تصمیم نگیر تا زمان مشکلتو حل کنه. این رفتارت نشون میده که هنوز به شناختت نسبت به این خانوم دو دلی پس چند صباحی رو به خودت و اون فرصت بده.شاید باید چیزهای دیگری از دوستت بفهمی که به نفع هر دوی شماست.
: جواب

12/06/1388
تاریخ ارسال سوال :
با عرض سلام و ادب. من 12 ساله که ازدواج کردم و حدودا 3 سال هست که هختلافات شدیدی با همسرم دارم. از طریق مشاوره های خصوصی و افراد فامیل هم اختلافات ما که اغلب فرهنگی و تربیتی و در بعضی موارد مذهبی هستند پایان نپذیرفته. من زندئگی سرد و بیروحی دارم که ناشی از دوست نداشتن همسرم هست ولی به خاطر پسر 8 ساله ام این سردی را از همه حتی از همسرم کتمان میکنم . این دورنگ بودن ها مرا بسیار اشفته و پریشان کرده. خیلی دلم میخاهد که طلاق بگیرم ولی دنبال راهی هستم که بتوانم حزانت پسرم را بگیرم تا خودم سرپرستش باشم. ایا راهی هست که دادگاه حکم حزانت پسرم را به من بدهد. با توجه به اینکه همسرم هیچ گونه موارد غیر اخلاقی یا سو پیشینه ندارد. با تشکر از زحمات شما - زهرا
سوال :
14/06/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام زهرا انجام دادن این کار بسیار مشکله.به خاطر اینکه شوهر شما هیچ مورد غیر اخلاقی نداره. تو بهتره که برای وقتت و خودت بیشتر ارزش قائل باشی.تو در درجه اول می تونی شغلی رو واسه خودت انتخاب کنی. اگه هنری داری،مثل خیاطی و... ازش استفاده کن که وقتت رو به صورت مفید پر کنی و در آمدی واسه خودت داشته باشی. در ضمن باعث میشه که آشفته بودنت خیلی کمتر بشه. بنابر این بهتر میتونی تو زندگیت تصمیم بگیری.
: جواب

21/07/1388
تاریخ ارسال سوال :
با عرض سلام و خسته نباشید . برادر کوچک من که متولد 1371 می باشد ترک تحصیل کرده و به تازگی شکست عشقی خورده و مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد و تن به کار درست و حسابی نمی دهد . فوق العاده تند خو و کم حرف و سرخورده شده . در ضمن حدود 4 سال است که پدر و مادرمان متارکه کرده اند . من خواهر بزرگ او هستم و فوق العاده نگران او و آینده اش . خواهش میکنم راهنماییم کنید که برای نجات او چه بکنم ؟ میترسم راه های بدی را انتخاب کند چون دوستان خوبی ندارد . راستی برادرم امید فوق العاده مهربان است و گاهی اوقات که نصیحتش میکنم با چشمانی اشک آلود و در سکوتش فقط به حرفهایم گوش میسپارد . کمک کنید تا کمکش کنم . مادرم تنها آرزویش بهتر شدن او به راه درست زندگی است . چند بار هم سیگار در دستش دیدیم . البته مثلا پنهانی این کار را میکند .
سوال :
23/07/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام زینت برادرت توی سنی قرار گرفته که باید خیلی حساب شده با هاش رفتار کرد.اتفاقی که بین پدر و مادرش افتاده باعث شده که احساس بی پناهی،ترس و بی اعتمادی کنه.تو باید وقت بیشتری رو باهاش بگذرونی.اونو به خاطر رفتارش سر زنش نکنی تا بهت اعتماد داشته باشه و بتونه حرف دلش رو باهات مطرح کنه.این تغییر رفتار تا حدودی طبیعیه.با مادرش بیشتر تماس داشته باشه. تو میتونی برنامه ریزی کنی تا وقت بیشتری رو با تو و مادرت و پدرت بگذرونه.محبت و مهربونی به اندازه و به موقع برای برادرت از طرف خانواده ش خیلی مهمه.هیچ وقت اونو به حال خودش رها نکنین و همیشه کنارش باشین تا به مرور زمان احساسهای منفی در اون از بین بره و بتونه بهتر توی زندگیش تصمیم بگیره. توی یه کلاس ورزشی ثبت نامش کن تا اینکه انرژی شو بتونه به صورت مثبت تخلیه کنه. موفق باشی
: جواب

25/07/1388
تاریخ ارسال سوال :
سلام ميخواستم خواهش کنم اگر امکان داره شماره تماس يا آدر براي مشاوره حضوري بهم بديد ممنون ميشم با تشکر
سوال :
27/07/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مریم آدرس در اصفهانه. تو میتونی فعلا از طریق اینترنت تماس داشته باشی.
: جواب

19/09/1388
تاریخ ارسال سوال :
سلام و خسته نباشید. بی مقدمه میگم من 22 سالمه و دانشجوام.2 ساله که با پسری دوستم. رابطمون همیشه خوب بوده و من عاشق شخصیت قوی و خلاق و هوش خوبش بودم. الان اون 2 ماهه که رفته سربازی و آیندمون هم یکم مبهم شده طوری که شاید بتونیم 4-5 سال دیگه ازدواج کنیم چون واسه تحصیل می خواد بره خارج. البته من هیچ عجله ای واسه ازدواج ندارم و خودمم دارم درس می خونم اما بدیش اینه که آیندمون یکمی گنگه الان. این توضیحا رو دادم که بگم درست از وقتی که رفته این احساس تردید یکهو در من شکل گرفته که نکنه دیگه دوستش ندارم و نمی خوام باهاش بمونم! مدام کلنجار میرم و وقتی می بینمش نمی تونم مثل قبل آرامش و لذتی حس کنم. خودم جواب هایی پیدا کردم که مربوط به شخصیت خودمه (مثلا دوست نداشتن خودم و کمبود اعتماد به نفسم)و می خوام اصلاحش کنم ما میترسم اشتباه باشه و می خوام بدونم آیا همچین چیزی ممکنه که آدم یکهو عشقش رو دوست نداشته باشه و این حس می تونه حقیقی و همیشگی باشه؟ یا فقط بخاطر شرایط بد الان اون اینطوری شده؟ ما از رابطمون راضی بودیم و دلم می خواد حفظش کنم. لطفا کمکم کنید.
سوال :
19/09/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام میترا این حسی که الان به تو دست داده به خاطر علاقه ی زیادی که بهش داری.احساس ترس از اینکه از دستش بدی باعث شده که فکر کنی علاقه ت بهش کم شده.افتادن فاصله بین تو واون نگرانیتون رو زیاد میکنه.نگرانی زیاد،جلوی نشون دادن احساس فبلی تو رو میگیره.یکی از نشونه های عشق اینه که بعضی مواقع فکر میکنی که دوستش نداری ویا حتی ازش متنفری.
: جواب

17/10/1388
تاریخ ارسال سوال :
سلام، من 23 سالمه ، لیسانس مدیریت خدمات بهداشتی درمانی دارم ، وقتی رفتم دانشگاه واقعا رشته ام را دوست نداشتم اما خوب رفتم و الان هم فقط به خاطر حرف مردم و فرار از بیکاری ، عاطل و باطل بودن می خواهم برای فوق لیسانس رشته خودم شرکت کنم، الان هم بیکار هستم و یعنی، دارم برای کنکور فوق می خونم که مثلا از اطرافیانم کمتر نباشم (من با معدل بالای 19 دیپلم گرفتم و درسخوانترین بچه فامیل بودم اما حالا با لیسانس این رشته احساس می کنم که بی فایده ترین و شکست خورده ترین بچه فامیل هستم ، چون یک دختردایی دارم که پزشکی می خواند و بقیه هم به نسبت شرایط بهتری نسبت به من دارند). به علاوه اینکه من چند ماه پیش متارکه کردم (این اولین طلاق فامیل بوده است )، وضع مالی خانوادگی هم به تازگی خیلی بد شده به طوری که من حدود 6 ماهه که پول تو جیبی نگرفتم . خیلی ناامیدم به خاطر رشته ای که خواندم ، به خاطر ازدواج ناموفقی که داشتم و به خاطر اینکه بیکارم و از خودم درآمدی ندارم ، من خیلی شکست خورده ام و خیلی احساس بی ارزشی و بی فایدگی می کنم. خواهش می کنم به من کمک کنیدو مرا راهنمایی کنید.
سوال :
05/11/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام مرضیه با عرض معذرت از تاخیرم هر کسی تو زندگیش شکست رو تجربه کرده.تفاوتشون ،توی دید اونها نسبت به این شکستهاست. هر تصمیمی که در شرایط مختلف میگیری،در اون لحظه تصمیم درستی بوده و تو باید به تصمیمهایی که تا این لحظه گرفتی،اعتقاد داشته باشی.پس رشته ای که تحصیل کردی رو جدی بگیر و برای ادامه ی تحصیلت ،خودت تصمیم بگیر و تلاشت رو بکن.مصمم بودنت در تصمیمی که میگیری،اول از همه به خودت و بعد به بقیه نشون میده که انتخابت درست بوده.از شکستهای زندگیت تجربه بگیر و برای ادامه ی زندگیت ،اونها رو به کار ببر. موفق باشی
: جواب

29/11/1388
تاریخ ارسال سوال :
با سلام و خسته نباشید بنده امین 23 ساله از مشهد از 14 سالگی خیلی به استمنا عادت کرده ام یعنی 2 یا 3 روز اگز این عمل را انجام ندهم خود به خود در خواب محتلم میشوم لطفا مرا راهنمایی کنید.خسته شده ام از این وضع
سوال :
04/12/1388
تاریخ ارسال جواب :
سلام امین این طور که نوشتی،9 ساله که این کار رو میکنی.به این کار عادت کردی. با کمی همت میتونی این عادت رو از سرت بندازی. سعی کن جایی بیکار نشینی و اوقات فراغتت رو با ورزش کردن پر کنی.مثلا با1 ساعت دویدن،انرژی خودت رو تخلیه کن. شیرینی جات خیلی کم مصرف کن. هر دفعه که میخوای این کار رو شروع کنی،باید از این کار امتناع کنی. دفعات اول برات سخته ولی اگه ادامه بدی و تصمیم بگیری که این کار رو قطع کنی ،میتونی و به نتیجه میرسی. پس ورزش کردن تو برنامه ی روزانه ت باشه. موفق باشی
: جواب